مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

855

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1177 ] فصل [ چهارم ] : اندر جمود و بستن خون در مثانه اين مرض ، عقب بول الّدم يا عقب ضربه و سقطه پديد آيد . و علامت او ، غشى و كرب است و صغر نبض و سقوط آن و صغر نفس و سردى اطراف و عرق سرد . و گاه باشد كه لرزه در بدن افتد . و اين ، وقتى است كه سردى بر اعضاى ظاهرى استيلا نمايد . علاج : سكنجبين عنصلى تنها يا با قدرى خاكستر درخت انگور مركب ساخته بنوشانند . و اگر برنجاسف و تخم كرفس و تخم ترب و سداب برى و مانند آنكه ذى تقطيع بود در آب بجوشانند و با سكنجبين مذكور آميخته دهند زود اثر كند . و پنير مايهء خرگوش در آب خاكستر چوب انگور حل كرده خوردن و بر مثانه ريختن و در احليل چكانيدن ، سودمند است و به طبيخ اكليل و حاشا و اذخر [ و ] انجدان و اقحوان و بابونه و پودينه سداب آبزن ساختن و به ثفل او ضماد كردن ، نفع تمام دارد . و كذالك در حمّام زمانى طويل نشستن و طبيخ مذكور بر مثانه ريختن و روغن بابونه و ترب و شبت و غيره ماليدن فايده دارد . هرگاه بدين تدابير تذويب نايد ، هرچه قوى الادرار و الاثر و مفتّت الحصات است استعمال نمايند . و بدانند كه جگر خر خشك كرده و زهرهء سنگ پشت خوردن ، خون بسته را مىگشايد . و طبيخ نخود سياه و سداب نوشيدن و خاكستر چوب گز و خاكستر چوب انجير در آب انداخته آن آب را در احليل چكانيدن بدين كار مخصوص است . و هرگاه هيچ تدبير سود ندهد و خوف هلاكت باشد ، دستكارى فرمايند و خون بسته را بر سبيل حصات از مثانه بيرون آرند . و غذا در اينجا ، آب مرغ كه با نخود سياه و دارچينى پخته باشد بهتر است .